ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

89

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

شده‌اند . با اينكه سيد احمدخان را در حصار گرفته بودند وى از مهلكه گريخته بود و سرزنش اين گريز بر سر تيمورخان فرود آده بود كه تنها با ده تن سپاهى پيش تاخته و از ناگاه به سپاهيان سيد احمدخان كه در حال غذا خوردن بوده‌اند برخورده بود . تيمورخان با اينكه همراهانش اندك بوده‌اند از سيد مىخواهد كه تسليم شود و سيد چون درمىيابد كه تيمورخان قادر به متوقف ساختنش نيست به كوهها گريخته در آنجا در سنگرهائى استوار مستقر مىشود و نداخان را كه در اين هنگام به تيمورخان پيوسته بوده ناگزير به عقب نشينى مىكند . همچنين گزارش شد كه مير جهانگير نيز با شهريار ميناب و يكهزار و پانصد تن براى نبرد با سيد احمدخان به سوى شميل روانند . اينان چون از شكار سيد احمدخان نوميد شده‌اند به تلافى به تاراج آباديهاى ناحيه پرداخته‌اند گذشته از تاراج مواد خوراكى و گله و رمهء اهالى دست كم سيصد تن از آنان را در اسارت خود براى فروش به بندرعباس آورده‌اند . حتى كودكان را از والدينشان گرفته‌اند تا با دريافت هفتاد تا صد محمودى براى هر كودك آنها را باز پس دهند . بنا به شايعات ، هلنديان در 6 ژانويه 1728 دريافتند كه تصور مىشود سيد احمد خان به تزرگ احمدى رسيده باشد اما در 18 ژانويه گفته شد كه او اين ناحيه را ترك كرده به سوى قلعهء ارسو روان است . نيز شايع بود كه سر از تن نايب خود مخلص - بيگ جدا كرده است . اين خبرها در 21 فوريه 1728 تأئيد شد . سيد از قلعهء ارسو به تاراج كاروانها پرداخته بود و گفته مىشد كه تاكنون اموال و نقدينهء سه كاروان را غارت كرده است . باور بر اينست كه او مىخواهد به محض بيرون شدن زبردست‌خان از بندرعباس به اين شهر بازگردد . در اين اثنا شايع بود كه افغانان يزد و كرمان را تسخير كرده‌اند . زبردست خان به ياد بود اين پيروزى دستور داد كه در بندرعباس طبالى كنند و كوس و كرنا بنوازند . . . بنا به خبرهاى رسيده از اصفهان ، كرمانيان بيگلربيگى شهر فرزند والى يزد را كشته‌اند . اينست كه از اصفهان سپاهى بدان صوب گسيل شده و تداركات بيشترى براى نبردى دراز در آن سامان ديده شده است . شايد انگيزهء